خرید بک لینک

چرا گاهی پر انرژی و گاهی کم انرژی می شويم؟

4_seasons_by_vxside.jpg


چرا گاهی پر انرژی و گاهی کم انرژی می شويم؟

4_seasons_by_vxside.jpg

شاید شما هم مثل ما تجربه کرده باشید که بعضی روزها از قدرت و انرژی زیادی برخورداریم و قادر به انجام هر کاری هستیم و بعضی وقتها آنقدر خسته و بی رمق هستیم که از انجام کارهای ساده خود نیز رنجور می شویم، گاهی اوقات سرحال و شاداب هستیم و برعکس بعضی روزها بی دلیل کسل و بی حوصله هستیم و نیز در مورد قدرت ذهن ما نیز چنین است بعضی روزها خوب یاد می گیریم و حافظه خوبی داریم و اما در برخی مواقع کندذهن و تنبل می شویم ، براستی چرا چنین حالتی در ما رخ می دهد؟عوامل بسیار زیادی در پاسخ به این سوالات دخیل هستند، جهان هستی راز و رمزهای عجیبی دارد و عوامل بسیار متعددی می توانند بر حالات و سطوح انرژی های ما تأثير بگذارند که بعضی از اين عوامل درونی و بعضی ديگر عوامل بيرونی هستند.یکی از این عوامل درونی بيوريتم نام دارد که در زير به شرح آن می پردازیم : بيوريتم يعنی زيست آهنگ يا آهنگ زندگی که به خاطر وجود بیوریتم در سیستم بدن ماست که ما تغییر حالت می دهیم، در واقع نیروی جسمانی، حالات روحی و میزان احساسات ما و نیز توان فکری و قدرت یادگیری و حتی حس ششم ما همه به شکل دوره ای کم و زیاد می شوند و در وجود انسان سطوح انرژیهای مختلفی وجود دارد که از بدو تولد فرد شروع به زیاد شدن و سپس کم شدن و تکرار این دوره ادامه می یابد و تغییر این سیکل ها باعث تغییر حالات مختلفی در انسان می شود. واژه بیوریتم در واژه نامه آکسفورد به صورت زیر تعریف شده است: «هر الگوی مکرری از فعالیتهای فیزیکی، احساسی و اداراکی که بر رفتار انسان اثر می گذارد»

* فلسفه بیوریتم در کائنات و انسان: با کمی دقت و تأمل در محیط اطراف خودمان در می یابیم که در اکثر چیزها حالت دوره ای و تکرار وجود دارد پیدایش شب و روز، حرکت ماه به دور زمین، چرخش زمین به دور خورشید و پیدایش فصل ها و تکرار آنها و رشد گیاهان در بهار و خواب زمستانه آنها و کوچ پرندگان مهاجر و وزش بادها و ریزش برگ درختان و رویش مجدد آنها همه حکایت از وجود فلسفه بیوریتم در کل کائنات می کند که البته خالق هستی در هر گوشه هستی بیوریتم مخصوص خودش را آفریده و در کتاب آسمانی قرآن آیات فراوانی اشاره به این موضوع دارند مثلاً در آیه 80 سوره مؤمنون: «او کسی است که زنده می دارد و می میراند و در پی یکدیگر آمدن شب و روز از اوست، آیا تعقل نمی کنید؟» و نیز در آیه 5 سوره جاثیه: «در پی یکدیگر آمدن شب و روز، و روزیی (بارانی) که خداوند از آسمان فرو فرستاده است، و زمین را پس از پژمردنش بدان زنده داشته است و در گرداندن بادها مایه های عبرتی برای خردمندان هست» این آیات اشاره به بیوریتم در طبیعت و تعقل در آن می کند و در آیات فراوان دیگری اشاره به گردش خورشید و ماه، شب و روز و حیات مجدد گیاهان که همه را مایه های عبرت برای اندیشه وران می داند و با دقت در این پدیده وجود سیکل های بیوریتم را می توان درک کرد، در واقع خالق هستی وجود بیوریتم را در جهان هستی لازم دانسته و در هر گوشه ای آن را به شکلی خلق کرده است البته بهترین و کاملترین آفرینش خداوند انسان است که اشرف مخلوقات محسوب شده و کاملترین شکل های بیوریتم در جهت منافع او در وجود انسان خلق شده است که باعث تغییر حالات مختلف درون انسانها می گردد که حتی خدای متعال در آیه 19 سوره انشقاق: «سوگند که شما از حالی به حال دیگر درآیید» نیز اشاره به تغییرات و دگرگونی حالات مختلف در وجود انسان دارد که لازمه رشد و تکامل انسان و حکمت خداوند است زیرا انسان را کاملترین و بهترین مخلوق خود قرار داده و انسان در بهترین حالت ممکن خلق شده است و در آیه 4 سوره تین فرموده: «لَقَد خَلَقنَا الانسانَ فی اَحسنِ تقویم» «براستی که انسان را در بهترین قوام آفریده ایم». به هر حال پذیرفتن فلسفه بیوریتم با نشانه های موجود در طبیعت و دگرگونی حالات مختلف در درون خودمان کار زیاد مشکلی نیست اما شاید به این فکر بیفتیم که وجود بیوریتم چه فایده ای برای ما دارد؟ به هر حال هر پدیده ای که خداوند در وجود ما خلق کرده بی حکمت نیست و مطمئناً لازمه رشد و تکامل ما بوده است، در اینجا ما با مثال هایی ساده سعی در تشریح فواید بیوریتم داریم، کافیست یکبار دیگر بیوریتم را در خود بررسی کنیم ، تغییر حالات یا سطوح انرژیهای مختلف فیزیکی، احساسی و ادراکی در وجود ما که گاه این انرژیها زیاد و گاه کم می شوند چرا؟ قبل از آن به توضیح اصل جاری بودن بوعلی سینا می پردازیم: «آب چون بماند می گندد و زلال است تا روان است» و خود به تجربه دیده اید آبی که در برکه ای ساکن بماند به گنداب تبدیل می شود و اگر در جویباری جاری شود زلال خواهد شد، در واقع ما در تمام مسائل زندگی باید اصل جاری بودن را رعایت کنیم تا نگندیم. همیشه جاری باشیم و از بسته بودن بپرهیزیم مثلاً فردی که پولش را به جریان می اندازد و از آن می بخشد جریان برکت و فراوانی را به سوی خود جاری می کند و کسی که خساست و بسته بودن را پیشه می گیرد حالت فقر و نداری را تجربه می کند. کسی که از علمش به دیگران می آموزد دائماً صاحب دانش و کمالات جدیدتر می گردد، این مثال های ساده لزوم جاری بودن را به ما گوشزد می کند. حال که با مفهوم جاری بودن و لزوم آن آشنا شدید به مبحث بیوریتم در وجود انسان باز می گردیم. اگر ما وجود خودمان را مانند ظرفی از انرژی تصور کنیم که توسط خداوند انرژی فیزیکی، احساسی و ادراکی در وجود ما سرشار می شود، حال اگر این انرژی در وجود ما ثابت بماند حالت ماندگی، کهنگی و گندیده پیدا خواهد کرد باید اصل جاری بودن در ما شکل بگیرد تا جریان انرژی در ظرف وجودی ما جاری شود و ما سرشار از انرژی تازه و زلال و پاک شویم به همین جهت در ظرف وجودی ما دریچه هایی برای تخلیه انرژیها و نهایتاً جاری شدن آنها در وجود ما تعبیه شده است که با باز و بسته شدن این دریچه در ظرف انرژی ما تغییرات میزان انرژی صورت می گیرد ، مثلاً زمانی که دریچه بسته می شود سطح انرژی ما ماکزیمم و زمانی که دریچه کامل باز می شود سطح انرژی ما مینیموم است و این شاید مثال واضحی برای درک بهتر موضوع باشد و اگر به این مثال ساده توجه کنیم درمی یابیم که پرو خالی شدن سطوح انرژی در وجود ما به خاطر اصل جاری بودن جهت زلال و تازگی انرژی ما چیز خوبی است و نباید حالتی مثل کمبود انرژی را بد دانست ، در واقع این زمان جهت تخلیه شدن ظرف انرژی ما از انرژی کهنه و قدیمی و تمیز شدن ظرف انرژی ما و آماده شدن برای دریافت انرژی نو و جدید است . از دلایل مهم دیگر پر و خالی شدن انرژی در وجود ما (بیوریتم) جلوگیری از یکنواختی و روزمرگی ماست در واقع تا تاریکی نباشد ، جلوه روشنایی مهم شمرده نمی شود، تا کمبود نباشد ، فراوانی احساس نمی شود و یا اصلاً اگر حال بد نباشد حال خوب و شادی احساس نمی شود و یعنی اگر حال خوب و پرانرژی بودن دائمی شود مطمئناً قدر و درک طعم آن شناخته نمی شود و یک امر عادی و بی ارزش خواهد شد مسلماً خلقت هر پدیده ای در وجود هستی توسط خداوند بی حکمت نیست و اما شاید امروز ما حکمت آن را درک نمی کنیم!

* مثال هایی برای درک بهتر بیوریتم:

1- باطری: شما تصور کنید که باطری قابل شارژی در اختیار دارید ابتدا این باطری کاملاً پر و به شما انرژی و روشنایی می دهد پس از استفاده از قدرت آن کاسته شده و این مانند ناحیه مثبت بیوریتم شما می تواند باشد تا اینکه میزان انرژی آن به حد صفر می رسد در این لحظه شما هیچگونه روشنایی ندارید تا باطری زیر شارژ قرار گیرد این لحظه صفر و بی انرژی را روز بحرانی در بیوریتم شما گویند پس از قرار گرفتن باطری در حالت شارژ وجود روشنایی برای شما امکان پذیر شده و این مانند ناحیه منفی بیوریتم می باشد تا زمانیکه باطری کاملاً شارژ شود. نتیجه: در هر دو حالت شارژ و دِشارژ می توان روشنایی داشت ، اما زمان قبل از شارژ یا روز بحران هیچ انرژی وجود ندارد پس ما باید مراقب روزهای بحرانی باشیم.

2- چشمه آب در طول سال: اگر دقت کنید خواهید دید که چشمه های آب کوهساران در بهار پرآب هستند و در تابستان آرام آرام کم آب می شوند و در روزهای پایانی تابستان خشک می شوند و در فصل پائیز و زمستان با بارندگی سرشار از آب می شوند. بهار و تابستان چشمه همچون زمان مثبت منحنی بیوریتم در وجود ماست و روز پایانی تابستان که چشمه خشک می شود روز بحرانی در بیوریتم ما و پائیز و زمستان چشمه همچون زمان منفی منحنی بیوریتم ما جهت شارژ شدن می باشد. پس ما باید مراقب روز بحرانی یعنی روز آخر تابستان و روز خشک شدن چشمه باشیم.

3- لذت بردن از فصل های سال : بعضی ها فقط فصل بهار و تابستان را خوب و زیبا می دانند و از آن لذت می برند و پائیز و زمستان را ناخوشایند می دانند در صورتی که اگر پائیز و زمستان نباشد فصل بهار و تابستان پربار نخواهند بود به هر حال اگر ما یک فرد آگاه باشیم از زیبایی و طراوت بهار حداکثر استفاده و لذت را برده و در تابستان با گردش و تفریح و شنا در آب لذت می بریم در پائیز از زیبایی برگ ریزان و خش خش برگ درختان زیر پاهایمان لذت خواهیم برد و در زمستان با لباس گرم از برف و یخبندان و برف بازی و اسکی لذت خواهیم برد. نتیجه اینکه یک فرد آگاه به فصل ها کلیه فصل ها را عالی و زیبا می داند و از همه آنها لذت می برد. کل نمودار بیوریتم ما مانند 4 فصل زیباست و نباید قسمت مثبت آن را فقط خوب و قسمت منفی آن را بد بدانیم. کافیست نگاه خودمان را تغییر داده و شرایط موجود سطوح انرژی را به همان میزانی که هستند بپذیریم و از تمام روزها و لحظه های زندگی خود لذت برده و هیچ گاه خود را محدود نکنیم.

4- بهره وری کشاورز در طول سال : در فصل های موجود در طبیعت هر کدام ، میزان انرژی زمین ، آب و هوا برای کشاورزی تغییراتی وجود دارد که یک کشاورز باید در هر فصل و زمان مخصوص خودش مراحل کاشت ، داشت و برداشت را انجام دهد تا بتواند بهره وری بالایی داشته باشد. ما نیز به خاطر بیوریتم داخلی ، فصل های متفاوتی را در درون خود احساس می کنیم و چه خوب است که همچون کشاورز بهترین زمان کاشت ، داشت و برداشت را در وجود خودمان بدانیم تا بهره وری بالاتری پیدا کنیم در باب رسیدن به اهداف و آرزوها مناسب با فصل های درونی ما جهت بهره وری بالاتر در نقشه گنج (فصل چهارم نرم افزار) برنامه کاملی شرح داده شده است و لازم به ذکر است که در این نرم افزار برای درک بهتر وضعیت بیوریتم های مختلف ما از فصل های سال جهت درک و فهم بهتر و ساده تر سطوح انرژیکی استفاده کرده ایم و بدین شکل است که در فصل بهار و تابستان نمودار مثبت و پائیز و زمستان نمودار در منطقه منفی قرار دارد. در فصل زمستان و بهار، نمودار حالت رشد افزایشی دارد و در فصل تابستان و پائیز، نمودار حالت نزولی و رو به کاهش دارد.

گرد آورنده و مولف : محمد افلاکی

منبع :

http://www.raze4fasl.com/4Fasl/DetailView/?o_id=1

برچسب: نویسنده: ایران تاريخ: شنبه 8 خرداد 1389 ساعت: 17:38

راه افزایش انرژی=خدمت به دیگران


راه افزایش انرژی=خدمت به دیگران

شکوفایی معنوی یعنی خدمت کردن به دیگران : در راستای خدمت به دیگران مسیر معنوی ما ادامه دار می شود و دستیابی ما به آرامش واقعی مهیاتر می شود . از با ارزش ترین فضیلت های انسان کمک کردن و خدمت به همنوعان است کسانی که به خدمت خلق پرداخته اند می دانند که احساس شادی فراوان و حس ارزشمند انسانیت در درون متجلی می شود و یک انرژی عظیمی باعث ادامه حرکت معنوی در انسان می گردد . خدمت کردن به دیگران یعنی گذشتن از خواسته های نفسانی و شکسته شدن بت منیت در درون انسان و در نهایت رسیدن به حس تواضع و فروتنی و شکوفایی معنوی و احساس آرامش درونی را به ارمغان می آورد . اگر خواهان لذت و آرامش واقعی هستید شروع به خدمت کردن به نزدیکان ، دوستان و در کل همه همنوعان کنید . نتیجه ارزشمند دیگری که از خدمت به دیگران به دست می آید این است که از منابعی نامحدود و از جایی که فکرش را هم نمی کنیم پاداش عظیمی خواهیم گرفت ، زیرا گفتیم تقابل عمل و عکس العمل در این چهان یک قانون است از هر دستی بدهی از همان دست می گیری . هدف ما از خدمت کردن رسیدن به شکوفایی معنوی و لذت و آرامش واقعی است ولی ممکن است هر عملی دارای نتایج مازادی باشد که شاید هرگز تصورش را هم نمی کردیم . از این پس جهت شکوفایی معنوی نیت های خیرخواهانه را مدنظر قرار می دهیم و هر روز با نیت خدمت به دیگران کار روزانه خود را آغاز می کنیم و سپس لحظه شماری می کنیم برای فرصت خدمتی که خداوند در مسیر راه ما قرار می دهد و به محض بدست آوردن این فرصت با عشق فراوان مشغول خدمت می شویم نتیجه این است که چنان سرمست و پر انرژی می شویم که گویی زندگی به کام ماست و هیچ غم و اندوهی نداریم . آثار خدمت کردن به خلق خدا بسیار زیاد است از همان ابتدا که نیت خدمت کردن را در سر می پرورانید خواهید دید که تمام زندگی به کام شماست گویی تمام افراد جامعه و همه کائنات برای خدمت کردن به شما بسیج شده اند . آری گفتیم هر عملی عکس العملی خواهد داشت زیرا شما از قانون عشق پیروی می کنید و مورد عشق هستی قرار خواهید گرفت . در اینجا ممکن است این سؤال پیش آید که خدمت کردن یعنی چه کاری باید بکنیم و خدمت کردن شامل چه چیزهایی می شود ؟ جواب این است که هر کار ساده یا خیلی کوچک که باعث شادی و رضایت شخص دیگری بشود خدمت محسوب می شود . مثلاً سلام و احوال پرسی ، لبخند به یک کودک معصوم ، عیادت از بیماران ، ایجاد لبخند در چهره پیرمردی خسته ، خرید کردن برای پیرزن همسایه ، تشکر و سپاس از پدر و مادر ، قرض دادن بنزین به اتومبیلی که بنزین تمام کرده ، کمک به راننده ای که پنچر کرده و یا کمک به دانش آموزی برای یادگیری درسهایش ، دلداری به دوستی که غمگین است ، راهنمایی معنوی به کسی که راه را گم کرده و یا حتی کمک به شکوفایی معنوی دوستانمان و توصیه به نحوه براشتن گام های معنوی این نرم افزار و نحوه عملی کردن آنها . نکته مهم : نکته بسیار ظریفی که ما باید در خدمت کردن به دیگران مدنظر قرار دهیم این است که هدف ما از خدمت کردن رشد معنوی و حرکت به سمت خداست و در هر خدمتی نباید فراموش کرد که ما فقط و فقط برای رضای خداوند مشغول خدمت هستیم و تنها منتظر رضایت او هستیم و نباید توقعی از کسی که مورد خدمتگزاری ما قرار می گیرد داشته باشیم . در واقع انتظار نتیجه از بنده خدا به جای خداوند ، خدمت روحانی را به انحراف می کشد و حتی گاهی ما را از خدمت کردن پشیمان می کند و شاید به یاد آن جمله بیفتیم که : « آمدیم ثواب کنیم ، کباب شدیم » پس نیت مان در خدمت رضایت خدا باید باشد و هیچ گاه پس از خدمت منتظر تأیید و تمجید بنده خدا نباید باشیم و دستمزد خدمت ما از جایی خیلی عظیم تر در زمانی که حتی فکرش را هم نمی کنیم به ما داده خواهد شد .

منبع :

http://www.raze4fasl.com/4Fasl/DetailView/?o_id=3

برچسب: نویسنده: ایران تاريخ: شنبه 8 خرداد 1389 ساعت: 17:35

هدف


هدف

الف- اهمیت هدف گذاری : آیا شما هدف خاصی را در زندگی دنبال می کنید؟ این سؤالی است که همه ما باید به آن جواب بدهیم آیا واقعاً هدف مشخصی در زندگی داریم ؟ شاید در وهله اول بگوئیم بله ، من می خواهم در زندگی خوشبخت ، پولدار یا سعادتمند باشم اما نکته ظریف اینجاست که این طور کلی گویی نمی تواند ویژگی یک هدفی باشد که به ما جهت و انگیزه حرکت را بدهد در واقع این یک امید ، خیال یا آرزویی است که به صورت مبهم در ذهن همه ماست و اصلاً به عنوان یک هدف محرک به ما کمکی نخواهد کرد . لازم است بدانیم که هدف گذاری خود یک قدم برای خوشبختی در زندگی است که باید شیوه صحیح آن را بدانیم و با عمل به آن زندگی خود را پرمعنا کنیم . با این تفاسیر اکثر ما هدفی را در زندگی دنبال نمی کنیم و متأسفانه زندگی بدون هدف مانند ماشین بدون فرمان و یا کِشتی بدون سکان در دریای زندگی محسوب می شود و باعث می شود ما دچار روزمرگی ، کسالت ، افسردگی ، بی انگیزگی و ناخشنودی شویم و بدون داشتن هدف دچار تحیر ، سرگشتگی و احساس پوچی در زندگی خواهیم شد . اما خبر خوش اینکه هدف گذاری صحیح و تلاش برای رسیدن به آن به قدری، قدرتمند است که صرف فکر کردن به هدف هایتان حتی در شرایطی که هنوز قدم اول را برنداشته اید شما را شاد و خشنود می کند و پس از آن نیز شما هر روز شادمانتر و با انرژی بیشتر زندگی خود را معنا می کنید . موفقیت یعنی هدف داشتن و هر چیزی جز این فرع بر قضیه است . تمام مردمان موفق به شدت هدف گرا هستند . می دانند که چه می خواهند و با تمام وجود و در هر روز زندگی برای دستیابی به خواسته شان تلاش می کنند . توانایی شما در هدف گذاری مهارتی اصلی و تعیین کننده برای موفق شدن است . با داشتن هدف ، ذهن مثبت شما به کار می افتد و نقطه نظرها و انرژی برای دستیابی به این اهداف آزاد می شوند . بدون هدف تحت تأثیر جذر و مد زندگی به بالا و پایین می روید . اما با داشتن هدف چون تیری از کمان در رفته به سوی هدفتان به حرکت درمی آیید تا به آن اصابت کنید . زندگی کردن بدون هدف شبیه رانندگی در مه غلیظ است . موتور اتومبیلتان هر قدر قوی و قدرتمند باشد ، شما به آرامی رانندگی می کنید ، مردد هستید و حتی روی جاده صاف حرکت به جلوی اندکی دارید . با تصمیم گیری درباره هدفهایتان ، مه بلافاصله از بین می رود و شما در موقعیتی قرار می گیرید که از توانمندی های خود استفاده کنید . داشتن هدفهای روشن و شفاف به شما امکان می دهد پا بر پدال گاز زندگی خود بفشارید و شتابان در راستای تحقق بخشیدن به خواسته هایتان به حرکت درآیید . وقتی دقیقاً بدانید که چه می خواهید ، نیازی به این ندارید که بدانید این هدف در کجاست و چگونه باید به آن دسترسی پیدا کنید . با صرفاً تصمیم گیری در این مورد که چه می خواهید ، به سمت هدف خود به حرکت در می آیید و هدف هم به شما نزدیک می شود . درست در زمان مناسب و مکان مناسب شما و هدفتان به هم می رسید . به دلیل این مکانیسم سیبرنتیک شگفت انگیز که در ذهن شما قرار دارد ، شما تقریباً همیشه به هدفهای خود دست پیدا می کنید . اگر هدف شما این است که شب به خانه بروید و تلویزیون تماشا کنید ، تقریباً با اطمینان به این خواسته خود می رسید . اگر هدف شما این است که زندگی عالی ، سرشار از سلامتی ، خوشبختی و موفقیت داشته باشید به این خواسته هم می رسید . مانند یک کامپیوتر ، مکانیسم هدف جوی شما داوری کننده نیست ، بلکه خود به خود و پیوسته کار می کند تا خواسته شما را برآورده سازد . طبیعت به بزرگی و کوچکی هدفهای شما کاری ندارد . اگر برای خود هدفهای کوچک در نظر بگیرید ، مکانیسم هدف جوی شما شرایطی را فراهم می آورد که به هدفهای کوچک برسید ، اگر برای خود هدفهای بزرگ در نظر بگیرید ، این توانمندی طبیعی کاری می کند که به هدفهای بزرگ دست پیدا کنید . اینکه در زندگی چه هدفهایی ، با چه بزرگی برای خود در نظر بگیرید تنها به شما مربوط می شود. چرا اشخاص هدف گذاری نمی کنند ؟ سؤال خوبی است : اگر هدف جویی حالت خود به خود و اتوماتیک داشته باشد ، چرا تنها شمار اندکی از مردم هدفهای روشن ، مکتوب و قابل اندازه گیری دارند؟ این یکی از بزرگ ترین اسرار زندگی است . به اعتقاد من ، مردم به چهار دلیل هدف گذاری نمی کنند. 1- فکر می کنند هدف گذاری مهم نیست نخست ، اغلب اشخاص به اهمیت هدف گذاری واقف نیستند . اگر شما در خانه ای بزرگ شوید که کسی هدفی را دنبال نمی کند و یا به کسانی معاشرت کنید که درباره هدف هرگز بحث نمی شود و یا کسی برای آن بها و ارزشی قائل نیست ، شما در شرایطی بزرگ می شوید و به بلوغ می رسید که نمی دانید هدف گذاری بیش از از هر عامل دیگری در موفقیت زندگی شما سهم دارد . به اطراف خود نگاه کنید . چند نفر از افراد خانواده و یا دوستان شما به هدفهایشان معتقدند ؟ 2- راه آن را نمی دانند علت دوم نداشتن هدف این است که اشخاص اصولاً نمی دانند چگونه باید هدف گذاری کنند . از آن بدتر ، خیلیها فکر می کنند که دارای هدف هستند و حال آنکه آنها در نهایت چند میل و رؤیا دارند . مثلاً می خواهند خوشبخت شوند ، پول زیادی درآورند و یا زندگی خانوداگی خوبی داشته باشند . اما اینها ابداً هدف نیستند . اینها صرفاً خیال و رؤیا هستند که همه آنها را دارند . اما هدف با آرزو و میل تفاوت دارد . هدف روشن ، مکتوب و خاص است .می توان آن را به سادگی و سهولت به کسی توضیح داد . می توانید آن را اندازه بگیرید و می توانید بفهمید که آیا به این هدف رسیده یا نرسیده اید . کاملاً امکان پذیر است که از یک دانشگاه برجسته مدرک تحصیلی بگیرید و با این حال حتی یک ساعت کسی درباره هدف برایتان حرف نزده باشد . انگار کسانی که محتوای درس مدارس و دانشگاهها را می نویسند به کلی از اهمیت هدف گذاری بی اطلاعند و نمی دانند برای دسترسی به موفقیتهای آتی تا چه اندازه به آن احتیاج است . و البته اگر قرار باشد قبل از رسیدن به بلوغ هیچ اطلاعی از نقش مهم هدف گذاری نداشته باشید ، نمی دانید در هر کاری که می کنید این هدف گذاری چه سهم عمده ای ایفا می کند . 3- ترس از شکست خوردن دارند علت سومی که مردم هدف گذاری نمی کنند ترس از شکست است . شکست انسان را رنج می دهد . هم به لحاظ احساسی و هم مالی دردناک است . همه گهگاه شکست را تجربه کرده اند . هر بار که شکست می خوریم با خود عهد می کنیم که دقیق تر باشیم و از شکستهای آتی اجتناب کنیم . با این حال ، اغلب مردم دچار اشتباه می شوند ، هدفی در زندگی برای خود در نظر نمی گیرند و در نتیجه موفقیتی نصیب آنها نمی شود. 4- ترس از رد شدن دارند چهارمین دلیلی که مردم هدف گذاری نمی کنند ترس از رد شدن است . اشخاص می ترسند اگر هدفی را تعیین کنند و موفق نشوند ، دیگران از آنها انتقاد می کنند و به باد تمسخر می گیرند . به همین دلیل است که باید به هنگام هدف گذاری آن را محرمانه تلقی کنید . با هیچ کسی درباره آن حرف نزنید . بگذارید دیگران موفقیتهای شما را ببینند ، اما پیشاپیش به آنها حرفی نزنید . آنچه را که آنها از آن اطلاع ندارند ، نمی تواند به شما آسیبی برساند . به 3 رده با لا بپیوندید مارک مک کورماک در کتاب آنچه در دانشکده بازرگانی هاروارد به شما نمی آموزند به یک بررسی درباره مطالعه ای که در سالهای 1979 و 1989 روی هاروارد صورت گرفته اشاره دارد . در سال 1979 ، از فارغ التحصیلان فوق لیسانس دانشکده مدیریت بازرگانی هاروارد سؤال شد : «آیا برای آینده خود هدفهای مشخص و مکتوب دارید ؟» معلوم شد که تنها 3 درصد آنها هدفهای مشخص و مکتوب داشتند . سیزده درصد هدف داشتند اما مکتوب نبود . به عبارت دیگر ، 84 درصد آنها هیچ هدفی نداشتند ؛ به جز آنکه از دانشگاه بیرون بیایند و تعطیلات تابستانی را به خوبی و خوشی بگذرانند . ده سال بعد ، در سال 1989 ، پژوهشگران بار دیگر با اعضای آن کلاس مصاحبه کردند . معلوم شد که آن 13 درصد که هدف غیر مکتوب داشتند ، دو برابر آن 84 درصد بی هدف کسب درآمد می کردند . اما جالب تر از همه ، مشخص شد که آن 3 درصدی که هدفهای مکتوب داشتند ، ده برابر 97 درصد دیگر درآمد کسب می کردند . تنها تفاوت این اشخاص این بود که به هنگام ترک دانشگاه هدف مشخص و مکتوب داشتند . هدف تابلوی راهنمای جاده زندگی است تصور کنید به اطراف و دامنه های یک شهر بزرگ می رسید . به شما می گویند که باید به خانه یا دفتر شخصی در شهر بروید . اما اشکال اینجاست که در خیابان هیچ تابلوی راهنمایی وجود ندارند . تنها نمای ظاهری خانه یا دفتر را با شما در میان می گذراند. سؤال اینجاست که چه مدتی طول می کشد تا بدون داشتن نقشه این محل را پیدا کنید ؟ جواب این است که احتمالاً یک عمر . اگر خانه را هم پیدا کردید ، بدانید که شانس آورده اید. و متأسفانه ، اغلب مردم در این شرایط زندگی می کنند . اغلب مردم بی هدف به سفر زندگی می روند و نقشه راهنمایی در اختیار ندارند . حرکت می کنند تا ببینند که چه پیش می آید . اغلب ده یا بیست سال از عمرشان را پشت سر می گذارند و آنها هنوز در کارشان ناخشنود و ناموفق اند ، از ازدواجشان راضی نیستند و پیشرفت بسیار اندکی دارند . با این حال ، همه شب به خانه می روند ، به تماشای تلویزیون می نشینند و امیدوارند که اوضاع بهتر شود . اما به ندرت این اتفاق می افتد . به خودی خود اتفاقی نمی افتد . خوشبختی مستلزم داشتن هدف است ارل نایتینگل معتقد است : « خوشبختی مستلزم داشتن یک ایده ال یا یک هدف است . » شما وقتی احساس رضایت دارید که پیشرفت کنید و قدم به قدم به چیزی که برایتان مهم است نزدیک شوید . ویکتور فرانکل ، بانی لوگوتراپی ، می نویسد که بشترین نیاز انسانها داشتن احساس معنا و هدف و مقصود در زندگی است . هدفها به شما احساس معنا و منظور و مقصود می دهند . هدفها به شما مسیری را نشان می دهند . وقتی به جانب هدفهایتان حرکت می کنید ، شادمان تر و قدرتمندتر هستید . احساس می کنید انرژی بیشتری دارید ، مؤثرتر هستید .احساس می کنید صلاحیت بیشتری دارید و در زندگی مطمئن تر قدم برمی دارید . با هر قدمی که به سوی هدفتان برمی دارید ، بیشتر به این باور می رسید که می توانید هدفهای بزرگ تری برای زندگی خود در نظر بگیرید و به آن برسید . امروز ، در مقایسه با همه تاریخ گذشته مردم بیشتر از تغییر می ترسند و درباره آینده نامطمئن هستند . یکی از بزرگ ترین امتیازات هدف گذاری این است که هدف سبب می شود تا شما جهت تغییر در زندگی خود را کنترل کنید . داشتن هدف به شما امکان می دهد تا مطمئن گردید که تغییرات زندگی شما در جهت خواسته و علاقه شما شکل می گیرند و به وجود می آیند . ارسطو معتقد بود که هر اقدام انسان به شکلی هدفمند است . شما تنها زمانی شادمان هستید که به سمت خواسته خود به حرکت درمی آیید . بنابراین سؤال مهم این است که هدفهای شما کدامند؟ امید دارید به کجا برسید ؟ اقدام به هدف گذاری منظم و حساب شده ما را از فقر به ثروت و توانگری ، از شکست به موفقیت و شادکامی می رساند و در فاصله ای کوتاه می توانید به مراتب از حد دوستان و بستگان خویش فراتر روید و قله های موفقیت را یکی پس از دیگری طی کنید و در زندگی احساس ارزش و رضایت خاطر و خوشبختی کنید و دیگر زندگی برای شما حالت یکنواخت و کسالت کننده نخواهد داشت . تجربه ثابت کرده افراد باهوش متوسط که هدف دارند از نوابغی که نمی دانند در زندگی دنبال چه می گردند پیشی می گیرند . شما با هدف گذاری ، رسالت خویش را در این جهان هستی بهتر خواهید شناخت و با کسب موفقیت های پی در پی احساس نزدیکی به آفریدگار مهربان را پیدا خواهید کرد و در نتیجه به آرامش درونی خواهید رسید . اکنون که اهمیت هدف گذاری در زندگی برایمان مشخص شد سؤال مهم این است که چگونه هدف گذاری کنیم ؟ اصلاً مشخصات یک هدف هدایت کننده و جهت دهنده چیست ؟

منبع :

http://www.raze4fasl.com/4Fasl/DetailView/?o_id=6

برچسب: نویسنده: ایران تاريخ: شنبه 8 خرداد 1389 ساعت: 17:32

تجسم خلاق

NACAFEBXQGCAF72CIICA5X1BMDCAQRPTDUCACRGX1ZCA6IQFGYCAPE0PC5CAEW6PMICAEPEPWHCAV4IZOSCA529GVACALV0XCYCAZ0M60BCATON9WWCAKPCKQMCAF03BNICANLH2ZVCAN570P2CAAMEP8W.jpg


تجسم خلاق

NACAFEBXQGCAF72CIICA5X1BMDCAQRPTDUCACRGX1ZCA6IQFGYCAPE0PC5CAEW6PMICAEPEPWHCAV4IZOSCA529GVACALV0XCYCAZ0M60BCATON9WWCAKPCKQMCAF03BNICANLH2ZVCAN570P2CAAMEP8W.jpg

قانون جذب و تجسم خلاق :
یکی از بزرگترین رازها و قوانین کائنات قانون جذب است که با به کارگیری آن می توان به تمام هدف ها و آرزوهایمان دست یابیم . قانون جذب می گوید که به هر چیزی که فکر کنیم آن را به سمت خود جذب می کنیم . در واقع افکار ما دارای فرکانسی از انرژی هستند که بر پدیده های اطراف ما تأثیر گذاشته و همانند آنچه در ذهن داریم به سمت ما جذب می کنند و این بسیار جالب است یعنی اینکه ما با تجسم خلاق ذهن خود می توانیم آرزوها و هدف های خود را به واقعیت تبدیل کنیم .
شاید بپرسید این پدیده چگونه اتفاق می افتد ؟
واقعیت این است که اندیشه های ما دو چیز را تحت تأثیر خود قرار می دهند : اولی ضمیر ناخودآگاه و درون ماست و دومی محیط پیرامون ماست . گفتیم که هر چیزی در این جهان هستی از جنس انرژی است و نیز گفتیم که افکار و اندیشه های ما موادی از جنس انرژی هستند که با فرکانس بسیار بالا در حالا ارتعاش هستند و به خاطر بالا بودن ارتعاش آنها در دامنه حواس پنجگانه ما نیستند ولی وجود دارند و ضمیر ناخودآگاه ما و شرایطی محیطی ما این انرژی ها را درک می کنند . به عنوان مثال زمانی که ما بر یک پدیده ای مثل کسب ثروت می اندیشیم انرژی این اندیشه باعث تغییرات در ضمیر ناخودآگاه ما و در نتیجه شکوفا شدن ایده ها و خلاقیت و استعدادهای درونی ما برای کسب آن ثروت می شود و قسمت دوم اینکه این انرژی به کل کائنات منتشر شده است و تمام شرایط محیطی ما شروع به آماده شدن برای کسب آن ثروت می شود و کل کائنات برای رسیدن ما به آن ثروت بسیج می شوند .
پس افکار ما هم بر خود و هم بر محیط ما تأثیر گذاشته و با هماهنگی بین این دو آن پدیده خلق می شود . واقعاً که راز شگفت انگیزی است . انسان اشرف مخلوقات است و جانشین خداوند بر روی زمین است و اگر به قدرتهای الهی درون خویش پی ببرد همچون منصور حلاج خواهد گفت :
« انا الحق » و خواهد دانست که هیچ چیز در این جهان هستی برای قدرت اعجاب انگیز اندیشه انسان غیرممکن نیست . همه چیز برای ما امکان پذیر است اگر به قدرت تجسم خلاق و قانون جذب پی ببریم . بکارگیری این قانون که : « افکار و اندیشه های ما پدیده های زندگی ما را خلق می کنند » به قدری ساده است که اکثر افراد در ابتدای کار قدرت آن را باور ندارند و به این قانون شک می کنند و متأسفانه طبق این قانون شک و تردید به ما خیانت می کند و همان چیزی در زندگی ما خلق می شود که آن را باور داریم ، چه تردیدها باشد و چه ایمان و یقین ، فرق نمی کند در هر صورت همان چیزی را خواهیم دید که باور داریم . در مورد نحوه استفاده از قانون جذب و تجسم خلاق بایست گفت که آیا با اندیشه تنها انرژی لازم برای خلق آن را تولید کرده و آن پدیده را خلق می کنیم ؟ در جواب باید گفت که اندیشه ما محصول ذهن ماست و برای اینکه این اندیشه دارای ارتعاش خلاق در جهان هستی شود لازم است که ما این اندیشه را با تمام وجود احساس کرده و آن را به کائنات مخابره کنیم . احساسات محصول دل ما می باشد و اندیشه ما محصول ذهن ماست ، در اینجا باید هماهنگی بین احساسات و افکار ما برقرار شود یعنی آنچه در ذهن می اندیشیم آن را در دل نیز احساس کنیم و در این لحظه اوج انرژی خلق آن اندیشه پدید می آید و کائنات بلافاصله آن پدیده را به ما هدیه می دهد .
مثلاً اگر در ذهن فکر ثروتمند شدن را داریم باید با جان و دل خویش نیز ثروتمند بودن را احساس کنیم و کافی است به احساس ثروتمند بودن خود تداوم بدهیم تا آن ثروت در زندگی مان پدیدار شود . این قانون در عین سادگی ، شاید دور از ذهن و انجام آن نیز سخت باشد ! چگونه من بدون اینکه پولی داشته باشم احساس ثروتمند بودن را داشته باشم ! شاید هم این کار به نظر خیلی ها احمقانه و مسخره باشد و شاید حتی با منطق و عقل ما نیز جور در نیاید . اما همیشه رازها و راه حل های زندگی گاهی دور از ذهن و پیش پا افتاده است . به شما دوستان توصیه می کنم در این مورد شما هرگز فریب منطق ذهن خود را نخورید چون ذهنیت ما همیشه خلق یک پدیده بزرگ را بعد از رنج فراوان جسم مان منطقی می داند . جالب است بدانید که دو نوع قدرت وجود دارد : 1- قدرت جسم و 2- قدرت ذهن .
قدرت جسم محدود و در حد پایین است اما قدرت اندیشه ها بسیار بالا و نامحدود است .
قانون جذب و خلق پدیده های مختلف و اهداف بزرگ توسط آن با قدرت تفکر صورت می گیرد و قدرت جسم مانند خدمتکاری برای قدرت اندیشه ها کار می کند و متأسفانه این جزو تعاریف و افکار محدود کننده ذهن ماست که فکر می کنیم پول زیاد در برابر کار بسیار سخت بدست می آید و یا اینکه آرزوهایی که تصور می کنیم ، محال است و ما در حد آنها نیستیم . اینها همه تفکرات اشتباه ذهن ماست . به یاد داشته باشید هر چیزی را که بتوان آرزو کرد قابل دست یافتن است زیرا خود آرزو یعنی رسیدن و آرزو متعلق به انسانهاست و جانداران دیگر قدرت آرزو کردن را ندارند . انسان هر آرزو و هدفی که داشته باشد و با افکار و احساسات خود آن را باور داشته باشد در کسری از زمان به آن دست خواهد یافت . از قدرت های ویژه انسان تجسم خلاق او می باشد که توسط آن می تواند هر آنچه در ذهن تجسم کند در محیط بیرونی خلق شود . ما باید از این ویژگی برتر در جهت دستیابی به تمام اهداف و آرزوهای خود بهره گیری کنیم . خداوند جهان هستی را برای انسان مسخر کرده است و کل کائنات منتظر فرمانبرداری از افکار و احساسات انسانها هستند ولی متأسفانه اکثر انسانها از این راز بزرگ غافلند و همیشه به چیزهایی که دوست ندارند و نمی خواهند مثل بیماری و فقر و مشکلات می اندیشند و دائماً آنها را به زندگی خود جذب می کنند و بدتر از همه اینکه آنها را به حساب خداوند می گذارند در صورتی که خواست خداوند بهترین های این جهان هستی برای عشق خود ، یعنی انسان است خداوند هیچگاه چیز بدی را برای بندگانش نمی خواهد .
امام علی (ع) می فرماید : « بخشش خداوند به هر کس به اندازه نیت اوست . »
خداوند قوانین این جهان هستی را وضع کرده ( مثل قانون جذب ) و انسان باید این قوانین را کشف کند و از آنها در زندگی خود بهره بگیرید . شاید رسالت ما انسانها کشف این قوانین و استفاده صحیح از آنهاست . اگر دقت کنیم خواهیم دید که اکثر مردم به آنچه که نمی خواهند و نیز چیزهایی که در زندگی شان وجود دارد می اندیشند و بیشتر و بیشتر موارد تکراری و آنچه که نمی خواهند را در پیرامونشان تشدید می کنند و کافی است بدانند که اگر از فقر و بیماری بیزارند نباید در مورد آنها فکر کرده و سخن بگویند بلکه از ثروت و سلامتی سخن گفته و آنها را احساس کنند که سلامتی و ثروت در زندگی شان به واقعیت تبدیل شود .

برچسب: نویسنده: ایران تاريخ: شنبه 8 خرداد 1389 ساعت: 17:30

شکرگزاری


شکرگزاری

راز شکرگزاری : « وَ اِذ تَأذَّنَ رَبُّکُم لَئِن شَکَرتُم لَأزِیَدنَّکُم » آیه 7 سوره ابراهیم قرآن کریم : « و چنین بود که پروردگارتان اعلام داشت که اگر شکرگزاری کنید بر نعمت شما می افزایم . » منت خدای را – عزّوجّل- که طاعتش موجب قربتست و به شکراندرش مزید نعمت . هر نفسی که فرو می رود مُمِّدِ حیاتست و چون برمی آید مُفَرَّح ذات ؛ پس در هر نفسی دو نعمت موجودست و بر هر نعمتی شکری واجب . از دست و زبان که برآید کز عهده شکرش بدر آید شکرگزاری یکی از قدرتمندترین احساساتی است که ما می توانیم با به کار بردن آن ، تمام نعمت ها را با وفور محض وارد زندگیمان کنیم . ما هر جا که باشیم و شکرگزاری به هر شکلی که باشد ، می تواند تمام منفی گرایی ها را در زندگیمان از بین ببرد . انیشتین ثابت کرده است که هر چیزی در کائنات از انرژی است . ما هم انرژی هستیم و هر کدام از ما مردم ، در فرکانسی در حال ارتعاش هستیم . افکار ، احساسات و باورهای ماست که ارتعاش و فرکانس انرژیمان را تعیین می کند . زمانی که حواس خود را متوجه شکرگزاری کنیم ، درباره شکرگزاری فکر می کنیم ، آن را به زبان بیاوریم و احساسش کنیم ، در واقع فرکانس انرژی خود را به یکی از قوی ترین و بالاترین فرکانس های موجود تبدیل می کنیم . شکرگزاری انرژی مشابه شکرگزاری را جذب می کند . بنابراین وقتی ما شاکر در درگاه خداوند باشیم ، یعنی مقتدرانه انرژی هایی مشابه را که بابت دیگر موارد شکرگزاری احساس کرده ایم ، به سوی خود جذب می کنیم . به عبارت دیگر ، ما انرژی مردم ، شرایط و وقایعی را که موجب آوردن همه موارد خوب به زندگیمان می شود ، تحت نفوذ خود در می آوریم . اگر بابت نعمت هایی که داریم بنده ای ناشکر باشیم ، امکان ندارد چیزهای خوب بیشتری را وارد زندگیمان کنیم چرا ؟ چون در بحبوحه احساس ناشکری ، افکار و احساساتی را از خودمان ساطع می کنیم که آنها هم به نوبه خود زندگی سرشار از موارد بیشتری را که از بابت آنها ناسپاس هستیم ، جذب می کنند . خواه احساس حسادت ، غبطه ، عدم رضایت یا احساس کافی نبودن باشد ، این احساسات نمی توانند آنچه را می خواهیم به ما بدهند . آنها مانع ورود خیر و برکت به زندگیمان می شوند . اگر تو اتومبیلی جدید بخواهی اما در مورد اتومبیلی که داری شکرگزار نباشی ، در واقع فرکانسی غالب به بیرون می فرستی و نمی توانی چیزی بهتر را جذب کنی . از طرفی اگر بابت اتومبیلی که داری خدا را شاکر باشی ، حتی اتومبیلی به مراتب بهتر از آن را به سوی خودت فرا می خوانی . تمام موارد منفی موجود در زندگی ما صرفاً حاصل پشت کردن به تمام نعمت هایی است که داریم . تصور کنیم که کائنات ( که خیر و برکت محض است ) مانند خورشید است . خورشید مدام می تابد و به صورت جریان بی پایان انرژی حیات را ساطع می کند . وقتی ما روی خود را به سمت خورشید می کنیم تأثیر آن را احساس می کنیم ، اما اگر روی خود را برگردانیم دیگر تأثیرات حیات بخشی آن را دریافت نمی کنیم . کائنات هم دقیقاً عین خورشید عمل می کند . همیشه هست ، در دسترس است و تمام نعمت هایش را به سوی ما می فرستد . وقتی ما بر افکار و احساسات شکرگزاری تمرکز کنیم در واقع رو به سمتی کرده ایم که تمام نعمت ها همیشه وجود دارند و به ما داده شده اند . اما وقتی ما شکایت ، سرزنش و انتقاد کنیم ، غبطه بخوریم ، حسادت کنیم یا هر نوع احساس منفی دیگری داشته باشیم ، در واقع به تمام نعمت های الهی پشت کرده ایم . راز شکرگزاری یکی از قدرتمندترین ابزاری است که ما برای تحول زندگیمان به سوی لذت و شادی محض ، از آن استفاده خواهیم کرد . ما باید شروع کنیم سپس قانون جذب این افکار شکرگزارانه را دریافت می کند و نعمت های مشابه بیشتری از آن را به ما می دهد . برای تحول زندگیمان ، ما باید اول راهی پیدا کنیم که بابت نعمات کنونی مان شکرگزار باشیم . اگر هر بار فقط دقیقه ای خالصانه بر شکرگزاری تمرکز کنیم فرکانس خود را به سوی یکی از قوی ترین فرکانس های موجود می فرستیم و سپس تمام نعمات الهی به سوی ما سرازیر می شود ! وقتی ما بابت هر آنچه دلمان می خواهد وارد زندگیمان شود و قبل از اینکه به راستی ظاهر شوند خدا را شاکر باشیم ( ارتباط عالی ، شغل رویایی ، سلامتی ، ثروت و ... ) در واقع فرکانسی را مبنی بر اینکه از قبل این چیزها را داشته ایم به کائنات می فرستیم . قانون جذب متوجه نمی شود که ما چیزی را صرفاً تصور می کنیم یا واقعی است . بنابراین همین حالا با شکرگزاری از صمیم قلب حتماً همان چیزها را به سمت خودمان جذب می کنیم . این قانونی تغییر ناپذیر است و اگر از طریق صحیح انجام شود ، رد خور ندارد . شکرگزاری نوری را بر زندگی مان می تاباند که در پرتو آن امکاناتی را می بینیم که قبلاً برای ما پنهان بوده و درهایی را به رویمان می گشایند که قبل از آن بسته بودند . هر چه بیشتر این امکانات را کشف کنیم شادمانی بیشتری خواهیم داشت . هنوز برکات زیادی از دید ما پنهان و منتظرند تا شناخته شوند . بیاییم با نگاهی عمیق و قلبی سپاسگزار به تمام زوایای زندگی مان نگاه کنیم ! آن گاه پاداش این شکرگزاری مبهوت مان خواهد کرد ! وقتی احساس می کنیم همه چیز علیه ماست ، اندکی صبر کنیم و بر روی جنبه های دیگر زندگیمان تمرکز کنیم که واقعاً می توانیم به خاطر آنها شاکر باشیم . ناگهان راه های جدیدی را خواهیم دید که می توانیم با آنها به راحتی موانع را پشت سر گذاشته و پیش رویم . شکرگزاری جزء لازم یک زندگی با معنا ، مفرح و غنی است . هر زمان که خدا را شکر می کنیم ، زندگیمان بهتر خواهد شد . پس همین حالا در هر شرایطی که هستیم خدا را شکر کنیم تا زندگی بهتری نصیبمان شود . چگونگی نوشتن لیست شکرگزاری : همیشه فهرست چیزهایی را که بابت آن خدا را شاکر هستی ، به زمان حال بنویس ، خواه حالا آنها را داشته باشی یا نداشته باشی . اگر تو آنچه را که در آینده می خواهی به زمان آینده بنویسی ، آنها همیشه در زمان آینده خواهند ماند . مثلاً اگر بنویسی « من از بابت تمام نعمت هایی که خواهم داشت خدا را شاکرم . » آن نعمت در آینده حاصل می شود و به آن نمی رسی چون « می آید » نه اینکه « از راه رسیده است ! » برای مهار کردن قدرت قانون جذب باید برای هر آنچه در آینده می خواهی همین حالا شکرگزاری کنی انگار که از قبل آنها را دریافت کرده ای . وقتی فهرست خود را می نویسی هر جمله را به این صورت شروع کن : « خدایا از صمیم قلب سپاسگزارم که ... » یا « هم اکنون خدا را شکر می کنم که ... » یا « خدایا ، از بابت ... شکر . » یا هر عبارت شکرگزاری مشابه را که دوست داری و به تو حال و هوای خوبی می دهد ، بنویس . وقتی در دل ، خدا را شکر می کنی ، مجسم کن که کلام تو بر خواسته از قلب است این کار قدرتی شگفت انگیز دارد . عادت کن هر روز قبل از اینکه روز خودت را شروع کنی ، احساس شکرگزاری را که گویی همه چیز بر وفق مراد پیش رفته است حس کنی . هنگام راه رفتن هم ذکر « خدایا شکر » را از صمیم قلب به زبان بیاور . به هر حال که تو موقع راه رفتن فکر می کنی ، پس چه بهتر که از این موقعیت استفاده کنی و با ادای « خدایا شکر » از کائنات بهره مند شوی . خدا دوست دارد که تمام خواسته هایت را به تو بدهد و برای تک تک اشخاص هم چنین موهبتی در لحظه به لحظه زندگی وجود دارد . هر چه هر روز از بابت نعمات خداوند شاکر باشی نعمت های بیشتری به زندگی ات سرازیر می شود . شکر روزانه باعث می شود که در هر زمینه ای از زندگی تو تحولی ایجاد شود . نعمات خداوندی حد و حصر ندارد و تو می توانی آنها را به سوی خود بیاوری . با دعای شکرگزاری روزانه تو در واقع قدرت مغناطیسی جذب تمام خواسته هایت را به زندگی افزایش می دهی و به حداکثر می رسانی و وقتی رویاهای تو به حقیقت بپیوندد معجزه شکرگزاری را در خواهی یافت . لیست شکرگزاری : * سپاسگزاری کلی از خدا : امروز کدامیک از نعمت های پروردگارم را شکرگزاری می کنم ؟ • سلامتی ام ، • پدر و مادرم ، • خانواده و دوستان خوبم ، • نیروی جسمانی ام ، • قوه تفکر و خلاقیتم ، • احساس شادی و نشاطم ، • آرامش و امنیت درونی ام ، • توانایی کار کردنم ، • رزق و روزی ام ، • خیر و برکت زندگی ام ، • ثروت و دارایی هایم ، • امید و آرزوهایم ، • انرژی الهی درونم ، • هدایت الهی ام ، • استجابت دعاهایم ، • عشق و صمیمیت ام ، • زندگی و زنده بودنم ، • آزادی ام ، • خداوند مهربانم * سپاسگزاری جزء جزء نعمت هایی که همین حالا باید آنها را شکر کنی ( هر چیزی که به ذهنت می رسد بنویس و همین حالا شکرگزاری کن . ) 1- 2- 3- * سپاسگزاری از برآورده شدن اهداف و آرزوها ( تمام آنچه را که دلت می خواهد وارد زندگی ات شود ، بنویس . یادت باشد آنها را طوری بنویسی که انگار از قبل به خواسته هایت رسیده ای . ) 1- 2- 3-

منبع

http://www.raze4fasl.com/4Fasl/DetailView/?o_id=7

برچسب: نویسنده: ایران تاريخ: شنبه 8 خرداد 1389 ساعت: 17:27

مقاله قرآن و کامپیوتر


مقاله قرآن و کامپیوتر

بنام خداوند بخشنده مهربان آفريننده كوه و دريا زمين و زمان آفريننده انسان در جهان چه زرد و سياه و سفيد ؛ همه يكسان نزد آن خدايي كه داده به ما جسم و جان تا كنيم خود را فداي دين و قرآن ايزدي كه داده به انسان زبان كه باشد شاكر نعمتش در جهان قرآن و كامپيوتر مقاله قرآن و كامپيوتر نوشته « دكتر رشاد خليفه» دانشمند مسلمان مصري داراي درجه پي اچ دي در رشته مهندسي سيستمها و استاد دانشگاه آريزوناي آمريكاست كه مدتي معاون سازمان توسعه صنعتي ملل متحد بوده است . وي با كمك عده اي از مسلمين متخصص و صرف وقت بسيار تحقيقات گسترده اي را در نظم رياضي كاربرد حروف و كلمات در قرآن شروع نموده و با الهام از آيات 11 تا 31 سوره مدثر كه عدد 19 را كليد رمز اعجاز آميز قرآن و آسماني بودن آن معرفي ميكنند به كمك عدد 19 توانست رمز نظم رياضي حيرت انگيز و اعجاز آميز حاكم بر حروف قرآني را كشف نمايد. دكتر رشاد خليفه ، نخستين بار ترجمه قرآن مجيد از عربي به انگليسي را در 12 جلد نگاشت . اين ترجمه ها توسط مؤسسه « روح حق» واقع در شهرستان توسان ايالت آريزوناي آمريكا بچاپ رسيد. مقاله قرآن و كامپيوتر در پايان جلد اول كتاب ترجمه قرآن درج شده است. اينك متن مقاله : در چهارده قرن اخير نوشته هاي بيشمار ادبي شامل كتاب ، مقاله . گزارشات پژوهشي درباره كيفيت معجزه آساي قرآن برشته تحرير در آمده است . دراين نوشته ها فصاحت بيان ، فضيلت ادبي، معجزات علمي، سبك و حتي جاذبه آهنگ تلاوت قرآن تشريح شده است. با وجود اين، تحقيق در اعجاز قرآن بعلت احساسات بشري، بيطرفانه صورت نگرفته و بسته به عقيده نويسنده برعليه آن قلم فرسايي شده است . چون مطالعات وپژوهش هاي قبلي به بوسيله بشر انجام شده خواهي نخواهي تمايلات ونظرات ضد ونقيض نويسندگان در آنها به چشم ميخورد ، اين نوشته ها نتوانسته اند افراد غيرمسلمان را قانع كنند كه قرآن كتاب آسماني است و دلايل نويسندگان درايشان مؤثر نبوده است. معجزه اي كه در اين رساله پژوهشي ارائه مي شود برمبناي اصولي بي چون و چرا و خالي از شك و شبيه و غيرقابل تغيير استوار است بدين ترتيب كه فن كامپيوتر با كشف سيستم اعدادي اعجاز آميز قرآن مدلل مي دارد كه قرآن مجيد بدون شك ساخته فكر بشر نمي تواند باشد. خواست خداي توانا بوده است كه اين نظم پيچ در پيچ عددي قرآن مخفي نماند تا تايپ شود كه سرچشمه غيبي قرآن از جانب خداوند متعال است و نيز در عرض گذشت قرون بوسيله ذات او محافظت ميشده و از گزند تغيير ، افزايش يا كاهش در امان مانده است. رمزهاي اعجاز آميز قرآن منحصراً از اين قرارند : 1- اولين آيه قرآن « بسم الله الرحمن الرحيم » داراي 19 حرف عربي است. 2- قرآن مجيد از 114 سوره تشكيل شده است و اين عدد به 19 قسمت است. (6× 19). 3- اولين سوره اي كه نازل شده است سوره علق (شماره96) نوزدهمين سوره از آخر قرآن است. 4- سوره علق 19 آيه دارد. 5- سوره علق 285 حرف (15× 19) دارد. 6- اولين باركه جبرئيل امين با قرآن فرود آمد 5 آيه اولي سوره علق را آورد كه شامل 19 كلمه است. 7- اين 19 كلمه ، 76 حرف (4× 19) دارد كه به تعداد حروف بسم الله الرحمن الرحيم است. 8- دومين باري كه جبرئيل امين فرود آمد 9 آيه اولي سوره قلم (شماره 68) را آورده كه شامل 38 كلمه است. (2 × 19) . 9- سومين باركه جبرئيل امين فرود آمد 10 آيه اولي سوره مزمل (شماره 73) را آورد كه شامل 57 كلمه است. (3× 19). 10- چهارمين باركه جبرئيل فرود آمد 30 آيه اولي سوره مدثر (شماره 74) را آورد كه آخرين آيه آن « بر آن دوزخ 19 فرشته موكلند» مي باشد. (آيه 30) . 11- پنجمين بار كه جبرئيل فرود آمد اولين سوره كامل « فاتحه الكتاب» را آورد كه با اولين بيانيه قرآن بسم الله الرحمن الرحيم (19 حرف) اغاز مي شود . اين بيانيه 19 حرفي بالفاصله بعد از نزول آيه «برآن دوزخ 19 فرشته موكلند» نازل شد . اين مراتب گواهي ارتباط آري از شبهه آيه 30 سوره مدثر(عدد 19) و اولين بيانيه قرآن «بسم الله الرحمن الرحيم» (عدد 19) با سيستم اعداي اعجاز آميز است كه بر عدد 19 بنا نهاده شده است. 12- آفريننده ذوالجلال و عظيم الشأن با آيه 31 سوره مدثر به ما ياد مي دهد كه چرا عدد 19 را انتخاب كرده است. پنج دليل زير را بيان مي فرمايد : الف) بي ايمانان را آشفته سازد. ب) به خوبان يهود و نصارا اطمينان دهد كه قرآن آسماني است. ج) ايمان مومنان تقويت نمايد. د) تا هر گونه اثر شك و ترديد را از دل مسلمانان و خوبان يهويت و مسيحيت بزدايد. ه) تا منافقين و كفار را كه سيستم اعدادي قرآن را قبول ندارند رسوا سازد. 13- آفريننده بمامي آموزدكه اين نظم اعدادي قرآن تذكري به تمام جهانيان است (آيه 31 سوره مدثر)ويكي از معجزات عظيم قران است. (آيه 35). 14- هركلمه از جمله آغازيه قرآنبسم الله الرحمن الرحيم در تمام قرآن بنحوي تكرار شده كه به عدد 19 قابل تقسيم است ،بدين ترتيب كه كلمهu200d “ اسم “ 19 باركلمه “ الله “ 2698بار(42*19)، كلمه “ الرحمن “ 57 بار (3*19) وكلمه “ الرحيم “ 114بار (6*19)ديده مي شود. 15- قرآن 114سوره دارد كه هر كدام از سوره ها با آيه افتتاحيه “ بسم الله الرحمن الرحيم “ آغاز ميشود بجز سوره توبه (شماره 9) كه بدون آيه معموله افتتاحيه است،لذا آيه “ بسم الله الرحمن الرحيم“ در ابتداي سوره ها 113 بار تكرار شده است.چون اين رقم به 19 قابل قسمت نيست وسيستم اعدادي قرآن آسماني ساخته پروردگار بايد كامل باشد يكصد وچهاردهمين آيه بسم الله را در سوره النمل كه دوبسم الله دارد(آيه 27) (آيه افتتاحيه وآيه 30 )بنابراين قرآن مجيد 114 بسم الله دارد. 16- همانطور كه در بالا اشاره شد سوره توبه فاقد آيه افتتاحيه بسم الله است . هر گاه از سوره توبه شروع كرده آنرا سوره شماره يك وسوره يونس را سوره شماره دو فرض نموده وبه همين ترتيب جلو برويم ، ملاحظه مي شود كه سوره النمل نوزدهمين سوره است (سوره 27) كه بسم الله تكميلي را دارد .از اين نظم نتيجه مي گيريم كه قرآني كه اكنون در دست ماست با قرآن زمان پيامبر از لحاظ ترتيب سوره ها يكي است . 17- تعداد كلمات موجود بين دو آيه بسم الله سوره النمل 342(18*19) ميباشد. 18- قرآن مجيد شامل اعداد بيشماري است .مثلاً : ما موسي را براي جهل شب احضار كرديم ،ما هفت آسمان را آفريديم .شمار اين اعداد در تمام قرآن 285(15*19) ميباشد. 19- اگر اعداد 285 فوق را با هم جمع كنيم ، حاصل جمع 174591 (9189*19)خواهد بود . 20- حتي اگر اعداد تكراري را از عدد فوق حذف نماييم حاصل جمع 162146 (8534*19) خواهد بود. 21- يك كيفيت مخصوص به قرآن مجيد اينست كه29 سوره با حروف رمزي شروع ميشود كه معني ظاهري ندارند ، اين علامات در هيچ كتاب ديگري و در هيچ جايي ديده نمي شوند .اين حروف در ابتداي سوره هاي قرآن بخش مهمي از طرح اعدادي اعجاز آميز مي باشد كه بر عدد 19 بنا شده است.اولين نشانه اين ارتباط اينست كه29 سوره از قرآن با اين علامات شروع ميشود.تعداد حروف الفبا دراين رموز14وتعداد خود رمزها نيز14ميباشد.هرگاه تعدادسوره ها(29) وحروف الفبا(14)راباتعدادرمزها(14)جمع كنيم ، حاصل جمع 57(3*19) خواهد بود. 22- خداوند توانا بما ياد ميدهدكه در هشت سوره وسوره هاي شماره( 10،12،13،15،26،27،28 ،31)دو آيه اول كه با اين رموز آغاز ميشوند حاوي وحامل معجزه قرآن هستند،بايد توجه داشت كه قرآن كلمه “ آيه “ را بمعني معجزه بكار برده است . بايد كلمه آيه داراي معاني متعددي باشد كه يكي از آنها معجزه است ونيز بايد دانست كه خود كلمه معجزه در هيچ جاي قرآن بكار برده نشده است.بدين جهت قرآن مناسب تفسير نسلهاي گوناگون بشريت است مثلاً نسلهاي قبلي (پيش ازكشف اهميت حروف رمزي قرآن )كلمه آيه رادر اين هشت سوره ،آيه نيم بيتي مي پنداشتند ،ولي نسلهاي بعدي كه از اهميت اين رموزبا خبر شدند آيه را به معني معجزه تفسير كرده اند. بكار بردن كلمات چند معنايي و مناسب براي همه نسلهاي بشر در زمانهاي گوناگون خود يكي از معجزات قران است. 23- سوره قاف كه با حرف ق شروع مي شود (شماره 50 ) شامل 57(3*19) حروف ق است. 24- سوره ديگري در قرآن“ حروف ق را در علامت رمزي خود دارد (سوره شورا شماره 42) كه اگر حروف ق را در اين سوره شمارش نمائيد، ملاحظه خواهيد كرد كه حرف ق 57 (3 * 19) بار تكرار شده است. 25- بدين ترتيب در مييابيد كه دو سوره قرآني فوق الذكر (شماره 50 و 42 ) به اندازه همديگر (57،57) شامل حرف ق هستند كه مجموع آن دو با تعداد سوره هاي قرآن(114) برابر است. چون سوره ق بدين نحو آغاز مي شود : “ق و القرآن المجيد“ تصور حرف ق به معني قرآن مجيد مي نمايد و 114 ق مذكور گواه 114 سوره هاي قرآن است. اين احتساب اعداد آشكار و گويا ، مدلل مي دارد كه 114 سوره قرآن ، تمام قرآن را تشكيل مي دهند و چيزي جز قرآن نيستند. 26- آمار كامپيوتر نشان ميدهد كه فقط اين دو سوره كه با حرف ق آغاز مي شود ، داراي تعداد معيني ق (57 مورد ) هستند ، گوئي خداوند توانا مي خواهد با اشاره و كنايه بفرمايد كه خودش تنها از تعداد حروف الفبا در سوره هاي قرآن با خبر است. 27- يك نمونه در آيه 13 از سوره ق مدلل مي دارد كه هر كلمه و در حقيقت هر حروف در قرآن مجيد به دستور الهي و طبق يك سيستم اعدادي بخصوصي كه بيرون از قدرت بشر است گنجانيده شده است اين آيه مي فرمايد “عاد ، فرعون و اخوان لوط “ در تمام قرآن مردمي كه لوط را نپذيرفتند ، قوم ناميده مي شوند. خواننده بلافاصله متوجه مي شود كه اگر بجاي « اخوان » در سوره ق كلمه « قوم » بكار بدره مي شد چه اتفاقي مي افتاد . در اين صورت ذكر كلمه قوم بجاي اخوان، حرف « ق» در اين سوره 58 بار تكرار مي شد و عدد 58 به 19 قابل قسمت نيست و لذا با تعداد 57 «ق» كه در سوره شورا مطابقت نمي كرد و جمع آن دو با تعداد سوره هاي قرآن برابرنمي شد ، بدين معني كه با جايگزين كردن يك كلمه بجاي ديگري نظم قرآن از بين ميرود. 28- تنها سوره اي كه با حرف « ن » آغاز ميشود ، سوره قلم است ( شماره 6 ) اين سوره 133 « ن » دارد كه به 19 قابل قسمت است ( 7×19). 29- سه سوره اعراف (شماره 7 ) مريم ( شماره 19 ) و ص ( شماره 38) كه با حروف « ص» شروع ميشوند، جمعاً 152 حرف « ص » دارند ( 8×19). 30- در سوره طه (شماره 20 ) جمع تعداد حروف « ط » و « هـ» 344 ميباشد ( 18 × 19) . 31- در سوره « يس » تعداد حروف « ي » و « س» 285 ميباشد ( 15×19). 32- در هفت سوره 40 تا 46 كه با رمز « حم » شروع ميشوند تكرار حروف 2166 ميباشد (14*19) بنابراين تمام حروف اختصاري كه در ابتداي سوره هاي قرآن قرار دارند . بدون استثناء در روش اعددي اعجاز آميز قرآن شركت دارند. بايد توجه داشت كه اين روش اعدادي قرآن ، در مواردي ساده و در خور فهم اشخاص معمولي است ، اما در موارد ديگر ، بسيار مشكل و پيچيده بوده و براي درك آنها اشخاص تحصيل كرده بايد از ماشينهاي الكترونيكي كمك بگيرند . 33- در سوره هاي شماره 2و3و7و13و19و30و31و32 كه با رمز « الم » شروع ميشوند تعداد حروف الف ، لام ، ميم جمعاً 26676 مورد و قابل قسمت به 19 ميباشند ( 1404*19). 34- در سوره هاي 20و26و27و28و36و42 كه با رمز « طس » يا يكي از دو حرف مزبور (ط ، س) آغاز ميشوند تعداد دو حرف « ط » و «س» 494 مورد ميباشد ( 26*19). 35- در سوره هاي 10و11و12و14و15 كه با رمز « الر» آغاز مي شوند تعدا الف ، لام ، راء به اضافه تعداد ( راء ) تنها در سوره سيزدهم ،9،97 مورد است كه اين عدد قابل قسمت بر عدد 19 مي باشد (511*19). 36- در سوره هايي كه با رمز يكي از حروف “ط“ “س“ و “م“ آغاز مي شوند ، تعداد حروف طاء و سين و ميم 9177 مورد مي باشد (438*19). 37- در سوره رعد ( شماره 13 ) كه با حرف رمزي “المرا“ آغاز مي شود ، تعداد حروف (الف ، لام ، ميم، را ) 1501 مورد مي باشد (79*19). 38- در سوره اعراف (شماره 7) كه با حروف رمزي “المص“ شروع مي گردد تعداد وقوع “الف“ 2572 مورد ، حرف “لام“ 1523 مورد ، حرف “ميم“ 165 و حرف “ص“ 98 مورد كه جمعاً عدد 5358 بدست مي آيد(282*19). 39- در سوره مريم (شماره 19) كه با حروف “كهيعص“ شروع مي شود ، تعداد حروف (كاف ، ها ، يا ، عين ، صاد) 798 مورد مي باشد (42*19). 40- در سوره شورا (شماره 42) كه با حروف “حم عسق “ شروع مي شود ، تعداد حروف (حا ، ميم ، عين، سين ، قاف ) 570 مورد مي باشد(30*19). 41- در سيزده سوره اي كه حرف “الف“ در لغت رمزي آنهاست (سوره هاي شماره 2 ، 3 ، 7 ، 10 ، 11 ، 12 ، 13 ، 14 ، 29 ، 30 ، 31 ، 32و15 ) جمع الف هاي موجود 17499 مورد مي باشد(921*19). 42- در سيزده سوره فوق الذكر جمع حروف “لام“ 1870 مورد مي باشد(620*19). 43- در هفده سوره اي كه حروف “ميم“ در لغت رمزي آنها ست (سوره هاي شماره 2 ، 3 ، 7 ، 13 ، 32 ، 26 ، 28 ، 29 ، 31 ، 30 ، 40 ، 41 ، 42 ، 43 ، 44 ، 45 ، 46 ) جمع حروف “ميم“ 8683 مورد مي باشد (457*19). درتاريخ ، كتابي سراغ نداريم كه مانند قرآن طبق يك سيستم عددي تنظيم شده باشد بر اين حقيقت علاوه بر 43 بند پيشين ، موارد زير نيز گواه صادقي است: الف: كلمه “الله“ 2698 مرتبه در قرآن تكرار شده كه مضربي از عدد 19 است (142 * 19 ) و تعداد حروف “بسم الله الرحمن الرحيم“ نيز 19 مورد مي باشد. مسئله جالب اينكه در سوره اخلاص بعد از “قل هو الله احد “ جمله “ الله الصمد“ آمده در صورتي كه اگر “هو الصمد“ مي آمد ، جمله صحيح بود. از نظر دسترو زباني بايد “هو “ مي آمد اما با اين حال “الله“ آمده است ، اگر بجاي “الله“ “هو“ مي آمد ، سيستم رياضي قران بهم مي ريخت و اين مسئله شباهت زيادي دارد به همان “اخوان“ و “قوم“ در سوره “ق“. ب: مورد جالب ديگر در سوره مريم حروف مقطعه كهيعص مي باشد كه بصورت حروف آغازين آمده است ، اين حروف در سوره مريم ، بصورت جداگانه ، با اين تعداد بكار رفته اند: حرف “ك“ 137 مرتبه، حرف “ه“ 168 مرتبه ، حرف “ي“ 345 مرتبه ، حرف “ع“ 122 مرتبه، حرف ص“ 26 مرتبه. جمع اين ارقام به اين صورت است: 345+ 168+137+122+26= 897 كه مضروب عدد 19 مي باشد (42*19) يعني مجموع تكرار حروف پنجگانه (ك، ه ، ي ، ع ، ص،) سوره مريم (سوره شماره 19) علاوه بر آنكه برعدد 19 (تعداد حروف بسم الله الرحمن الرحيم ) قابل تقسيم است، بر عدد 14 (كه تعداد حروف مقطعه است) نيز قابل تقسيم مي باشد(798=57*14). پ: در قرآن بعضي از كلمات با كلمه هاي ديگر كه از نظر معني با همديگر تناسب دارند يكسان به كار رفته اند. مثلاً : 1- كلمه “حيوه“ 145 بار با مشتقات آن در قرآن بكار رفته است و به همان تعداد (145 بار ) كلمه “موت يا مرگ“ با مشتقاتش بكار رفته است. 2- كلمه “دنيا “ 115 بار و كلمه “آخرت“ هم 115 بار بكار رفته است. 3- كلمه “ملائكه“ 88 بار در قرآن آمده است و كلمه “شياطين“ نيز به همان تعداد 88 بار بكار برده شده اند. 4-“حر“ يعني گرما 40 بار و كلمه “ برد“ يعني سرما نيز 40 بار بكار برده شده اند. 5- كلمه “مصائب“ 75 بار و كلمه “شكر“ نيز 75 بار 6- كلمه زكات 32 بار و كلمه “بركات“ نيز 32 بار . 7- كلمه “عقل“ ومشتقات آن 49 بار و كلمه “نور“ نيز با مشتقاتش 49 بار . 8- كلمه “يوم “ به معني روز و “شهر“ به معني ماه در قرآن به ترتيب 365 بار و 12 بار بكار رفته اند. 9- كلمه “رجل“ به معني مرد 24 بار و كلمه “امرأه “ به معني زن نيز 24 بار در قرآن بكار رفته اند. 10- كلمه “امام“ بصورت مفرد و جمع 12 بار در قرآن آمده است. آيا اينها تصادفي است؟ ت: تفاوتهايي د رحدود يك ده هزارم. ضمن بررسي سوره مريم و زمر ديدم كه نسبت “درصد“ مجموع حروف ( ك، ه ، ي ، ع، ص) در هردو سوره مساوي است با اينكه بايد در سوره مريم بيش از هر سوره ديگر باشد زيرا اين حروف مقطعه فقط در آغاز سوره مريم قرار دارد. اما هنگاميكه محاسبات مربوط به نسبت گيري حروف دو سوره را از رقم سوم اعشار بالاتر بردم روشن شد كه نسبت مجموع اين حروف در سوره مريم يك ده هزارم (0001/0 ) بيش از سوره زمر است . اين تفاوتهاي جزئي راستي عجيب و حيرت آوراست. نتيجه: 1- يك مؤلف هر قدر هم كه توانا باشد هر گز نمي تواند د رذهن خود حروف و اعدادي به اندازه معين بگيرد سپس از آنها مقالات و يا كتابي بنويسد كه همچون قرآن حتي شماره ها و حروف و كلمات آن نيز به اندازه و شمرده شده در آيد مثلاً حروف مقطعه “الم“ به ترتيب “الف“ بعد “ لام“ و سپس “ميم“ از ديگر حروف در سوره هاي مربوطه بيشتر باشد. از طرف ديگر تعداد حروف مقطعه 14 حرف باشد يعني درست نصف تعداد حروف الفباي عربي. اگر مشاهده كرديم انساني در مدت 23 سال با آن همه گرفتاري ؛ سخناني آورد كه نه تنها مضامين آنها حساب شده و از نظر لفظ و معني و محتوا در عاليترين صورت ممكن بود ؛ بلكه از نسبت رياضي و عددي حروف چنان دقيق و حساب شده بود كه نسبت هر يك از حروف الفبا در هريك از سخنان او يك نسبت دقيق رياضي دارد. آيا نمي فهميم كه كلام او از علم بي پايان پروردگار سرچشمه گرفته است؟ 2- رسم الخط اصلي قرآن را حفظ كنيد. تمام محاسبات فوق در صورتي صحيح خواهد بود كه به رسم الخط اصلي و قديمي قرآن دست نزنيم مثلاً اسحق و زكوه و صلواه را به همين صورت بنويسيم نه بصورت اسحاق و زكات و صلاه . در غير اينصورت محاسبات ما بهم خواهد ريخت. 3- عدم تحريف قرآن. در قران مجيد حتي كلمه و حرفي كم و زياد نشده و الا بطور مسلم محاسبات كنوني روي قرآن فعلي صحيح از آب در نمي آمد و كلمات و حروف حساب شده نظام كنوني حروف قرآن را بكلي به هم مي ريخت. پس اين نشانه ديگري بر عدم كوچكترين تحريف در قرآن مجيد است. حال فرموده پيامبر اسلام را ياد آوري مي كنم كه فرمود: «عجائب و شگفتيهاي قرآن پايان ناپذير است و قرآن ظاهرش خوشايند و باطنش عميق است. عجائبش را نمي توان شمرد و غرائبش هرگز كهنه نشود مؤمن هرگاه قرآن بخواند بوي عطر مانندي از دهانش خارج شود.» «اميدوارم خوانندگان گرامي در انجام وظيفه ديني و كتب ثواب اخروي و خشنودي پروردگار ، تاجايي كه مي توانند اين معجزه را نشر و گسترش دهند تا اعجاز قرآن بيش از پيش روشن گشته و اين كتاب شريف و گرانقدر از مظلوميت خارج و قانون زندگي واقعي گردد. در پايان با تمام وجود و با فريادي بلند به امت اسلامي مي گويم اي ملت اسلامي قرآن را بخوانيد و عمل كنيد كه سعادت بشر در آن نهفته است. يا دليل المتحيرين در يازدهم سپتامبر 2001ميلادي چند هواپيما با برجهاي دوقلوي نيويورك در خيابان جرف هاربا طبقه 109 آن اصابت مي كند كه اين امر موجب بوجود آمدن تشنج هاي سياسي واقتصادي و اجتماعي شد و نشان داد بنيا نهاي چپاول و غارتگري سست و بي پايه مي باشد ؛ كه خداوند سبحان 1400 سال پيش توسط پيامبر خود در قرآن كريم به اين موضوع اشاره مي كند. سوره توبه ؛ جزء 11 و سوره 9 قرآن كريم مي باشد. روز حا دثه : 11/9/2001 كلمه 2001 آن جرف هار مي باشد. محل برج : خيابان جرف هار خداوند در آيه 109 سوره به خرابي بنا اشاره مي فرمايد. طبقه اصابت : 109

ادرس منبع :

http://www.raze4fasl.com/4Fasl/DetailView/?o_id=2

برچسب: نویسنده: ایران تاريخ: شنبه 8 خرداد 1389 ساعت: 17:23

اين «فارسي وان» از كجا وارد زندگي ما شد؟!


اين «فارسي وان» از كجا وارد زندگي ما شد؟!
اين «فارسي وان» از كجا وارد زندگي ما شد؟!
رسانهها- حميد رضا اميدي سرور:
نام «فارسي وان» اين روزها به گوش اغلب ما خوردهاست، چه آنهايي كه مشتري شبكههاي ماهوارهاي هستند و چه آنهايي كه نگران از تأثير سوءبرنامههاي برخي شبكههاي آن هنوز اجازه ورود ديش ماهواره را به خانه خود ندادهاند

اما حرف و نقل آن را از ديگران شنيدهاند يا شايد هم از سر كنجكاوي چند ساعتي در خانه در و همسايه يا هنگام ميهماني در خانه فاميل و آشنا به تماشاي آن نشستهاند. اما اين فارسيوان كه قصه يا ماجراهاي سريالهايش نقل برخي محافل و ميهمانيهاي دوستانه يا فاميلي شده از كجا و به چه نيتي آمده؟ چه چيزي به خورد ما ميدهد و چه تأثيري بر ما ميگذارد؟

تا پيش از اين، شبكههاي فارسي زبان ماهوارهاي در خارج از ايران بهدليل ضعف بنيه مالي، فاقد برنامههاي متنوع بودند؛ 12 ساعت پخش زنده و 12ساعت تكرار آن، بدون آيتمهاي نمايشي، فيلمها و سريالهاي توليدي يا خريداري شده از شبكههاي تلويزيوني ديگر. حجم قابل توجهي از برنامههاي آنها نيز اختصاص داشته به برنامههاي كسلكننده مجريمحور، پخش كليپهاي موسيقي تكراري و نمايش فيلمها و سريالهايي كه در سالهاي دور و نزديك در داخل كشور ساخته شده و بارها نيز به نمايش در آمدهاند. به اين ترتيب خيلي زود اين شبكهها با وجود رشد قارچ گونه تعدادشان، تازگي خود را از دست داده و در جذب مخاطب، چندان موفق عمل نكردند. اما از سال گذشته شبكهاي آغاز به كار كرد كه شيوهاي متفاوت را در پخش برنامه برگزيده بود و برخلاف انتظار، خيلي زود توانست بخش عمده مخاطبان شبكههاي ماهوارهاي فارسي زبان را جذب خود كند.

فارسيوان شبكهاي ماهوارهاي است كه سريالهاي روز خارجي( كرهاي، كلمبيايي، آمريكايي و...) را بهصورت دوبلهشده هرچند ضعيف - در طول روز پخش ميكند. در فضاي ملالانگيز شبكههاي فارسيزبان ماهوارهاي، فارسيوان در نوع خود يك اتفاق تازه محسوب ميشود؛ شبكهاي كه چون سريالهاي تازه و پخشنشده، متنوع و برخوردار از مايههاي عامهپسند (البته در شق مبتذلش) آن هم به زبان فارسي عرضه ميكند خيلي زود درميان عامه مردم جا بازكرده و از مشتريان زيادي برخوردار شده و همين جذب مخاطب و ارائه خوراك مبتذل و تأثيرگذاري گسترده و عميق آن بر مخاطب است كه ابعاد نگران كنندهاي به ماجرا داده است.

شايد در ظاهر، سريالهاي اين شبكه در مقايسه با شبكههاي غيراخلاقي در ماهواره، حاوي نمايش صحنههاي غيراخلاقي بهصورت مستقيم نباشد و به همين خاطر نيز با واكنش دفعي چنداني از سوي برخي خانوادهها روبهرو نشده است اما نكته آنجاست كه در لايههاي زيرين مضاميني كه در اين سريالها مطرح ميشود بهصورت غيرمستقيم و البته در برخي نيز بهطور مستقيم، مفاهيمي بسيار غيراخلاقي به مخاطب ارائه شده و از آنجا كه از سيري تدريجي نيز برخوردار است تأثيري عميق در نابود كردن هنجارهاي اخلاقي و فرهنگي خانوادهها برجاي ميگذارد تا آنجا كه پس از مدتي بسياري از اين مسائل قبح خود را از دست داده و براي مخاطب هضمشده و پذيرفتني خواهند شد.

همين بس كه در ماههاي نخست پخش برنامههاي فارسيوان هنوز برخي از اين سريالها، مضامين و روابط بين شخصيتها تازگي داشته و اجازه تماشاي آنها به نوجوانان و جوانان توسط پارهاي از خانوادهها داده نميشد، يا طبق عرف خانوادهها صلاح نميديدند اعضاي خانواده به اتفاق به تماشاي سريالهايي همچون «ويكتوريا» بنشينند اما پس از چند ماه رفتهرفته قبح مسئله ريخته و تماشاي سريالهاي فارسيوان كه در كل ساعات روز يكي پس از ديگري روي آنتن ميروند به تفريح جمعي بسياري از همين خانوادهها بدل شد كه به اتفاق چشم بدان بدوزند!

درست است كه مخاطبان اين شبكه را ميتوان در طيفهاي مختلفي دستهبندي كرد اما متأسفانه بيش از هر گروه ديگري اين خانوادهها و بهويژه زنان و دختران در سنين جواني و نوجواني هستند كه تماشاگر اين سريالها محسوب ميشوند؛ در واقع آسيبپذيرترين قشري كه درصورت تغيير هنجارهاي اخلاقي آنها، لطماتي جدي و جبرانناپذير به فرهنگ و اخلاق در جامعه ما وارد خواهد شد. به اين ترتيب برنامههاي اين شبكه بيش از همه بنيان خانوادهها را نشانه گرفته و با در نظر گرفتن مضامين اغلب اين سريالها تاكنون هيچيك از شبكههاي فارسي زبان ماهوارهاي تأثيراتي فرهنگي به اين اندازه مخرب و با اين عمق و وسعت نداشتهاند.

از قرار معلوم دم و دستگاه و مقر شبكه فارسيوان در هنگكنگ قرار دارد؛ در ساختماني كوچك كه ظاهرا تجهيزات آن چندان هم قابل توجه نيست، اما با همين امكانات، رسانه ملي ما را با تمام دم و دستگاه عريض و طويلش به چالش كشيده و به يك تهديد فرهنگي براي ما بدل شده است. اما در پس فارسيوان، مجموعهاي عظيم، آن را حمايت ميكند تا از توليدات ديگر شبكهها استفاده كرده و با ارائه تصويري ماهوارهاي و برخوردار از كيفيت مطلوب با همتايان داخلي و خارجياش به رقابت بپردازد.

فارسيوان شبكهاي است تحت لواي مجموعه رسانهاي استار كه متعلق به «نيوزكورپوريشن» است و شركتي به نام موبي نيز همكار شركت استار در تهيه و توليد برنامههاي اين شبكه است. مالك شركت نيوزكورپوريشن، يك يهودي استراليايي به نام روپرت مرداك است؛ صاحب يكي از امپراتوريهاي رسانهاي جهان كه مالك استوديو فيلمسازي فاكس و شبكههاي تلويزيوني فاكس و فاكس نيوز آمريكا نيز هست.

اداره مركزي نيوزكورپوريشن در نيويورك واقع است كه علاوه بر رسانههاي راديويي و تلويزيوني، بيش از 100روزنامه و مجله نيز در سراسر جهان در اختيار دارد كه از ميان آنها ميتوان به ديليتلگراف، والاستريت ژورنال، سان، تايمز و ساندي تايمز، نيويوركپست و... اشاره كرد. مجموعه انتشاراتي داوجونز، بورس ايالات متحده نيز تحت تملك اين تشكيلات غولآساست.

شايع است مرداك بهعنوان چهارمين فرد قدرتمند در قاره آسيا به شمار ميآيد. در آسيا بزرگترين شبكه تلويزيوني به مورداك تعلق دارد. اين شبكه 40كانال دارد كه به 8زبان، 53 كشور را پوشش ميدهد. همه سهام يا بخش قابلتوجهي از 23 شبكه راديو- تلويزيوني ايالات متحده را او در اختيار دارد. شهرت ديگر شبكههاي فاكس شيوههاي تلويزيونياش است. مرداك با تملك «دايرك تي وي» تعداد كانالهاي تلويزيوني را به حدود 100كانال رسانده است. مرداك خارج از ايالات متحده، در بريتانيا 28كانال تلويزيوني دارد. داراييهاي ماهوارهاي و كابلي او از 30مورد گذشته است و نيمي از سهام تلويزيون كابلي نشنالجئوگرافيك از آن اوست.

مرداك صاحب 2شركت خدماتي در آلمان، 16شركت در استراليا، يك شركت در كانادا و 6شركت در هندوستان است و سهامي در يك ايستگاه ايتاليايي، 2 اندونزيايي، 2ژاپني و 8ايستگاه آمريكاي لاتين دارد. او در ايالات متحده 8مجله دارد ونيوزكورپوريشن صاحب انتشارات هارپركالنيز است كه 26 چاپخانه دارد بهعلاوه انتشارات ويليام مارو و انتشارات آون كه گردش مالي سالانهاش بيش از يك ميليارد دلار است از آن اوست.

با اين اوصاف ميتوان به يك نتيجه بسيار مهم رسيد و آن اينكه امپراتوري رسانهاي به اين بزرگي، وقتي پشت يك شبكه فارسي قرار ميگيرد نميتوان اهداف آنرا به سادگي كسب درآمدهاي اقتصادي فرو كاهش داد. اگر بتوان منبع درآمدهاي شبكه فارسيوان را آگهيهاي تجاري فرض كرد، اين حجم آگهي آن هم در بازار ايراني و با وجود رسانههاي انبوه فارسي زبان كه به قيمتهاي بسيار پايين در مقايسه با شبكههاي خارجي پخش ميكنند، براي گردانندگان اين غول رسانهاي به يك شوخي ميماند و رقم مهمي بهنظر نميرسد. حتي اگر بپذيريم هر شبكه بايد هزينههايش را خود تأمين كند، باز هم نميتوان مسائل مالي را هدف اصلي گردانندگان اين شبكه فرض و از ديگر مسائل صرفنظر كرد و در نهايت به افزايش اين دايره قدرت رسانهاي در آسيا توجهي نداشت.

سريالهايي كه اغلب در اين شبكه روي آنتن ميروند سريالهايي خاص شبكههاي كابلي هستند كه هيچ بعيد نيست كه پارهاي از آنها توليدات شركتهاي فيلمسازي يا شبكههاي مرتبط به اين غول رسانهاي باشد اما هرچه هست اين سريالها به دقت و حسابشده انتخاب شدهاند. سريالهاي اين شبكه را از منظر مضموني ميتوان به 3دسته تقسيم كرد:نخست سريالهاي درام و رمانس بهاصطلاح خانوادگي كه بيشتر آنها مضاميني غيراخلاقي داشته و به روابط نامشروع دختران و پسران و البته خيانت زن و شوهر به يكديگر و... ميپردازند.

سريال «ويكتوريا»، «مونوس ومونوس»، «خانه مد»، «جسور و زيبا» و... از اين جمله هستند. دسته دوم سريالهاي طنز از جنس سريالهاي طنز روتين و شبانه هستند كه در لوكيشنهاي داخلي و محدود و با اتكا به شوخيهاي صرفا كلامي و اغلب ركيك ساخته و پرداخته شدهاند. مضمون اين سريالها نيز با توجه به نمايش روابط جنسي آزاد جوانان و همخانگي آنها بدون ازدواج و... در تأثير گذاريهاي مخرب اخلاقي و فرهنگي كم از دسته نخست ندارند. سريال كرهاي «همسر يا دردسر»، «دارما و گري»، «ريبا»، «آشنايي با مادر» و... سريالهاي طنز اين شبكه هستند.

و در نهايت دسته سوم هم سريالهاي پرحادثه، جنايي و پليسي مشهور سالهاي اخير همچون «24»، «حصار چوبي» و... هستند كه از سطح كيفي بالاتري نسبت به بقيه سريالها برخوردار بوده و با وجود تفاوتهاي فرهنگي با مخاطب فارسي زبان لااقل مسائل غيراخلاقي را بهعنوان يك ارزش تبليغ نميكنند. به اين ترتيب هر جنس و هر گروه سني، حتي بچهها نيز خوراكي براي خود در ميان سريالهاي فارسيوان خواهند يافت.

دوستي از قول يكي از عرضهكنندگان خدمات ماهوارهاي! روايت ميكرد كه اين روزها براي آن گروه از خانوادههاي ايراني كه از برنامههاي ماهوارهاي استفاده ميكنند، هيچ شبكهاي به اندازه فارسيوان اهميت ندارد. بسياري از آنها حاضرند هيچيك از شبكههاي ماهوارهاي فارسي را نداشتهباشند ولي در عوض فارسيوان آنها صاف و بيپارازيت باشد. اين يعني يك شبكه در برابر همه شبكهها؛ شبكهاي كه بيشتر از هر شبكه ديگر تماشا ميشود. بسياري از زنان خانهداري كه از ماهواره استفاده ميكنند، عادت به روشن كردن اين شبكه در طول روز دارند، حتي در زماني كه مشغول كار در خانه هستند به شنيدن صداي آن عادت كرده و داستان را دنبال ميكنند.

اينكه ويكتوريا با دوست پسر جوانش به كجا رسيدهاند يا شوهر ويكتوريا و دوست دختر جوانش با بچه نامشروعشان چه كردهاند، آيا همسر رسمي مونوس از وجود همسر غيررسمي و فرزند نامشروعاش اطلاع پيدا كرده و يا اينكه رئيس مونوس كه در حال خيانت به همسر خود است توانسته اين ماجرا را پنهان نگاه دارد يا نه و... تقريبا مضمون همه سريالهايي كه در اين شبكه پخش ميشود همين است، هرچند كه سريالهاي كرهاي (آسيايي) اين شبكه به ظاهر قدري اخلاقيتر بهنظر ميرسند و لايههاي سنتي فرهنگ آسيايي آن براي مخاطب ايراني ملموس و جذبكننده بهنظر ميرسد اما در خلال آن، حضور فرهنگ غرب در زندگي آنها تأثير خود را بر تماشاگر ايراني ميگذارد.

اما غلظت سريالهاي كلمبيايي به قدري شديد است كه روي نمونههاي غربي خود را كم كند! حقيقت اينكه نمايش اين همه بياخلاقي در يك سريال واقعا كمياب است و شخصيتها و مناسبات ميان آنها دراين سريالها بر هيچ منطقي استوار نيستند جز غرايزي كه به شكلي حيواني شخصيتها را بهدنبال هم ميكشند. موفقيت فارسيوان در جذب مخاطب، ديگر شبكههاي فارسي زبان را هم به اين نتيجه رسانده است كه آنها هم به دوبله و پخش سريالهاي خارجي بپردازند. شبكه «جمتي وي» از جمله شبكههايي است كه به تازگي پا در جاي پاي فارسيوان گذاشته است، هرچند كه فارسيوان بهدليل اينكه اختصاصي به اين حوزه ميپردازد، همچنان يكهتاز است. اما اين جرياني است كه مدام در حال گسترش است و شبكههاي داخلي هم با اين بضاعت، حرفي براي گفتن مقابل آنها ندارند، مگر آنكه فكري اساسي براي آن كرد.

حرف آخر آنكه فارسيوان با نمايش سريالهاي درجه چندمكرهاي و كلمبيايي و به ندرت هم آمريكايي، امواج فرهنگي بيگانه و البته مهاجم را به خانههاي ما ميفرستد و از طريق ترويج بياخلاقي، فرهنگ ايراني- اسلامي و بنيان خانواده را هدف گرفته است. در اين سريالها، بيبندوباري در روابط جنسهاي مخالف و خيانت اخلاقي اعضاي خانواده به هم، امري طبيعي و مرسوم نمايش داده ميشود. با تماشا و همراهيكردن اين سريالها، نه تنها چنين مسائلي قبح خود را از دست ميدهند بلكه بهدليل تماشاي هر روزه و طولاني مدت اين سريالها به شخصيتها نزديك شده و با آنها همذاتپنداري ميكنند و انجام چنين مسائلي تشويق و ترغيب ميشوند و متأسفانه بسياري از خانوادهها با پذيرش اين شبكه در كانون خانواده خود، زمينههاي پذيرش الگوهايي اينچنيني را براي جوانان فراهم ميكنند.

برچسب: نویسنده: ایران تاريخ: دوشنبه خرداد 1389 ساعت: 21:16

اســــــــرار امــضـا


اســــــــرار امــضـا

1 - کساني که به طرف عقربه هاي ساعت امضاء میكنند انسانهای منطقی هستند.

2 -
كسانی كه بر عكس عقربههای ساعت امضاء میكنند دير منطق را قبول میكنند و بيشتر غير منطقی هستند.

3 -
كسانی كه از خطوط عمودی استفاده میكنند لجاجت و پافشاری در امور دارند.

4 -
كسانی كه از خطوط افقی استفاده میكنند انسانهای منظّم هستند.

5 -
كسانی كه با فشار امضاء میكنند در كودكی سختی كشيدهاند.

6 -
كسانی كه پيچيده امضاء میكنند شكّاك هستند.

7 -
كسانی كه در امضای خود اسم و فاميل مینويسند خودشان را در فاميل برتر می دانند.

8 -
كسانی كه در امضای خود فاميل مینويسند دارای منزلت هستند.

9 -
كسانی كه اسمشان را مینويسند و روی اسمشان خط میزنند شخصيت خود را نشناختهاند.

10 -
كسانی كه به حالت دايره و بيضی امضاء میكنند، كسانی هستند كه میخواهند به قله برسند

اما مهم ترین گروه :

11- کسانی که الان دارن روی برگه امضا میکنند خیلی خنگ هستند که یادشون نیست امضا شون چه شکلیه

برچسب: نویسنده: ایران تاريخ: شنبه 1 خرداد 1389 ساعت: 23:21

صفحه بندی